به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سلام کنگاور؛ در سالهای اخیر، با وجود پیشرفتهای چشمگیر در طراحی خودروها، بهبود زیرساختهای جادهای و افزایش تجهیزات پلیسی، تصادفات جادهای همچنان یکی از معضلات جدی جوامع بشری هستند. آمارها نشان میدهند هر سال شمار قابلتوجهی از هموطنان در سوانح رانندگی جان خود را از دست میدهند.
بخش عظیمی از این فجایع، ریشه در رفتارهای انسانی و نبود فرهنگ مناسب رانندگی دارد؛ موضوعی که ضرورت توجه جدیتر به ابعاد فرهنگی این مسئله را نشان میدهد. این یادداشت بر آن است تا نقش محوری فرهنگ رانندگی را در کاهش تصادفات جادهای، بهویژه در مناطق مختلف، بررسی کند.
ریشه انسانی تصادفات جادهای
سالهاست که در تحلیل تصادفات، عواملی چون جاده، خودرو و انسان مورد بررسی قرار میگیرند؛ با این حال، اغلب پژوهشهای علمی نشان دادهاند خطای انسانی سهم بهمراتب بیشتری در وقوع تصادفات دارد تا نقص فنی خودرو یا وضعیت نامناسب جاده.
عواملی مانند رعایت نکردن حق تقدم، سرعت غیرمجاز، سبقت غیرایمن، خستگی و خوابآلودگی از مهمترین دلایل وقوع سوانح رانندگی هستند که همگی ریشه در رفتار و نگرش راننده دارند. این موضوع نشان میدهد برای تحول اساسی باید از رویکرد صرفاً تنبیهی و برخوردی فراتر رفت.
در چنین شرایطی، تغییر در باورها و هنجارهای اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا کاهش پایدار تصادفات تنها با برخورد با تخلف امکانپذیر نیست و اصلاح رفتار رانندگان، در کنار اقدامات قانونی و فنی، میتواند زمینهساز ایجاد تحول اساسی در این حوزه باشد.
از انضباط بیرونی تا خودتنظیمی درونی
بسیاری از ما رانندگی را یک مهارت فردی میدانیم، در حالی که رانندگی در ذات خود یک کنش اجتماعی است. آنچه «فرهنگ رانندگی» نامیده میشود، در واقع مجموعهای از هنجارها، ارزشها و رفتارهای پذیرفتهشده در میان یک جامعه از رانندگان است.
تجربه جهانی نشان داده است در جوامعی که رعایت قوانین به یک ارزش اجتماعی و نشانه تمدن تبدیل شده، میزان تصادفات بهشدت کاهش مییابد. در این میان، نقش قوانین و نحوه اجرای آنها را نیز نباید نادیده گرفت و باید به تأثیر رفتارهای نظارتی توجه داشت.
پژوهشها نشان میدهند گاهی تشدید نظارت پلیسی بهتنهایی نمیتواند به کاهش تصادفات منجر شود و حتی ممکن است رانندگان با عادت به حضور مأموران، رفتار محتاطانه خود را تنها هنگام مشاهده پلیس نشان دهند؛ بنابراین، نظارت باید در کنار فرهنگسازی دنبال شود.
آنچه اهمیت دارد، این است که رانندگان ضرورت و اهمیت قوانین را درک کنند. به عبارت دیگر، باید از مرحله «ترس از جریمه» به مرحله «احساس مسئولیت در قبال جان خود و دیگران» حرکت کنیم؛ گذاری که جوهره اصلی فرهنگ رانندگی محسوب میشود.
آمار تصادفات زنگ خطری برای جامعه
برای درک عمق فاجعه، کافی است به آمار نگاهی بیندازیم. در کشور ما، متأسفانه سالانه دهها هزار نفر در جادهها جان میبازند. مطالعات نشان میدهد بخش بزرگی از قربانیان، افراد جوان و در بهترین سالهای عمر خود هستند.
این مسئله سرمایههای انسانی کشور را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین در جادههای برونشهری که سرعت و حجم تردد بالاست، شدت تصادفات بیشتر بوده و متأسفانه بسیاری از قربانیان در صحنه تصادف جان میبازند؛ آماری که زنگ خطری جدی برای جامعه است.
این آمار تلخ نشان میدهد برای نجات جان انسانها، به یک عزم جدی و همگانی نیاز داریم؛ عزمی که باید فراتر از اقدامات مقطعی و بخشنامههای اداری باشد و تغییر نگرش و رفتار عمومی را در حوزه رانندگی دنبال کند.
فرهنگسازی زیربنای کاهش تصادفات آینده
سؤال کلیدی این است که چگونه میتوان این فرهنگ را نهادینه کرد؟ پاسخ در آموزش و مشارکت همگانی نهفته است. باید آموزش فرهنگ ترافیک را از سنین پایین و در مدارس آغاز کرد تا نسل آینده با این ارزشها رشد کند و رعایت قوانین را بیاموزد.
همچنین رسانهها، هنرمندان و تأثیرگذاران اجتماعی میتوانند با تولید محتوای جذاب و تأثیرگذار، پیام ایمنی و احترام به قوانین را به زبان مردم منتقل کنند. در این میان، نباید از ظرفیت خانوادهها نیز غافل شد؛ زیرا رفتار والدین میتواند الگویی ماندگار برای فرزندان باشد.
اینکه پدر و مادری بهعنوان یک راننده، الگوی فرزند خود باشند، تأثیری ماندگار و عمیقتر از هر آموزش رسمی دارد. از همین رو، خانواده در کنار مدرسه، رسانه و نهادهای مسئول، یکی از ارکان مهم فرهنگسازی در حوزه رانندگی به شمار میرود.
در بسیاری از مناطق، استفاده از روشهای خلاقانه و بومی در راستای فرهنگسازی نتایج امیدوارکنندهای به همراه داشته است. برای مثال، استفاده از هنرهای آیینی مانند نمایشهای سنتی برای انتقال مفاهیم ایمنی به روستاییان یا برگزاری کارگاههای آموزشی برای گروههای خاص، از جمله بانوان و سالمندان، مؤثر بوده است.
این تجربهها نشان دادهاند اگر پیامها به زبان و فرهنگ مخاطب ترجمه شوند، تأثیرگذاری آنها چندین برابر میشود. بنابراین، استفاده از ظرفیتهای بومی و شناخت ویژگیهای هر جامعه میتواند در انتقال مفاهیم ایمنی و نهادینهکردن فرهنگ صحیح رانندگی نقش مهمی ایفا کند.
کاهش تصادفات جادهای تنها با نصب دوربین و افزایش جرایم میسر نمیشود؛ این مسئله، یک مسئله فرهنگی است که نیازمند تغییر نگرش در سطح جامعه است. فرهنگ رانندگی مانند چتری است که تمامی راهکارهای فنی و قانونی را در بر میگیرد و به آنها معنا میبخشد.
سرمایهگذاری بر فرهنگسازی، اگرچه زمانبر است، اما پایدارترین و مؤثرترین راهکار برای نجات جان انسانها و ساختن جامعهای ایمنتر و انسانیتر محسوب میشود. تحقق این هدف، نیازمند همراهی مردم، خانوادهها، رسانهها و نهادهای مسئول در کنار یکدیگر است.
هر یک از ما میتوانیم با یک تصمیم ساده اما مهم، یعنی احترام به قوانین و حقوق دیگران در جاده، بخشی از این فرهنگ باشیم؛ چرا که ایمنی جادهها با یک راننده آغاز میشود و با فرهنگسازی جمعی به سرانجام میرسد.
یادداشت: دکتر بهمن کریمی، فعال رسانه
منبع: شبکه اطلاعرسانی مرصاد

