وی افزود: در آخرین سند استراتژی امنیت ملی آمریکا که در بهمنماه ۱۴۰۴ منتشر شد، برای نخستینبار راهبرد جنگ فرسایشی در قبال ایران مطرح شده است. بر اساس این سند، الگوی جنگی آمریکا از عملیات برقآسا و دورایستا به عملیات فرسایشیِ دورایستا تغییر یافته و به همین دلیل، جنگ تحمیلی سوم تاکنون به مدت پنج ماه ادامه یافته و به پایان نرسیده است.
عضو هیأت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی تصریح کرد: ترامپ بر این باور است که کمهزینهترین شیوه برای تقابل با ایران، جنگ فرسایشی است؛ جنگی که هدف آن صرفاً میدان نظامی نیست، بلکه فرسایش رفتار مسئولان، فرسایش اجتماعی مردم، فرسایش توان نظامی فرماندهان و بهویژه فرسایش اقتصادی و معیشتی جامعه را دنبال میکند.
به گفته کلانتری، برای ایجاد چنین فرسایشی، یکی از مؤثرترین روشها تغییر ماهیت جنگ از حوزه نظامی به حوزه شناختی است. یکی از ابزارهای اصلی جنگ شناختی نیز «نفوذ» است.
وی عنوان کرد: در ادبیات اطلاعاتی و امنیتی، سالها مفهوم نفوذ صرفاً با جاسوسی، سرقت اسناد و انتقال اطلاعات طبقهبندیشده تعریف میشد؛ اما تجربههای تاریخی و جنگهای نوین نشان داده که خطرناکترین نوع نفوذ، نه ربودن اسناد، بلکه ربودن ادراک، محاسبات، فرآیند تصمیمسازی و بهویژه جریانسازی در جامعه است.
کلانتری اذعان کرد: اگر دشمن بتواند ذهن تصمیمگیران را تحت تأثیر قرار دهد، دیگر نیازی ندارد همه اسرار را در اختیار داشته باشد؛ زیرا تصمیمهایی در کشور اتخاذ خواهد شد که نتیجه آنها، خواسته و مطلوب دشمن خواهد بود؛ موضوعی که در چند دهه گذشته در حوزههای مختلف نمونههایی از آن مشاهده شده است.
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: در عصر جنگهای شناختی، میدان اصلی نبرد از خاک و آسمان به ذهن انسانها منتقل شده است. دشمن تلاش میکند ادراک جامعه، نخبگان، حاکمان و مسئولان را شکل دهد؛ تهدیدها را بزرگتر یا کوچکتر از واقعیت نشان دهد، فرصتها را پنهان کند، اختلافها را عمیقتر سازد و تصمیمهای شتابزده و پرهزینه را جایگزین تصمیمهای منطقی و مبتنی بر منافع ملی کند.
کلانتری خاطرنشان کرد: نفوذ شناختی الزاماً با حضور یک جاسوس آغاز نمیشود؛ گاهی از مسیر شایعه، رسانه، شبکههای اجتماعی، عملیات روانی، اطلاعات ناقص، تحلیلهای جهتدار و حتی فضای احساسی شکل میگیرد. در چنین شرایطی، ممکن است افراد کاملاً وطندوست نیز ناخواسته در مسیری حرکت کنند که در نهایت به سود رقیب یا دشمن تمام شود.
وی افزود: یکی از نشانههای موفقیت چنین نفوذی، تشدید اختلافات و افزایش شکافهای داخلی است. هرگاه جامعه به اردوگاههای متخاصم و چندقطبی تقسیم شود، هر صدای متفاوتی خیانت تلقی شود، عقلانیت جای خود را به هیجان بدهد و گفتگو به دشمنی تبدیل شود، ظرفیت تصمیمگیری ملی نیز آسیب خواهد دید.
به گفته کلانتری، در چنین فضایی، افراطگرایی بهشدت تقویت میشود؛ نیروهای متخصص و باتجربه به حاشیه رانده میشوند و تصمیمهای راهبردی به جای آنکه بر پایه خرد جمعی و منافع ملی اتخاذ شود، تحت تأثیر احساسات، فضای روانی و هدایت جریانهای نفوذی قرار میگیرد.
عضو هیأت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی گفت: نفوذ، پیش از آنکه صرفاً به اشخاص مربوط باشد، به سازکارهایی ارتباط دارد که تحلیل نادرست، اطلاعات تحریفشده و فضای احساسی را بر فرآیند تصمیمسازی حاکم میکنند.
کلانتری اذعان کرد: بزرگترین پیروزی دشمن، اشغال یک سرزمین نیست؛ بلکه زمانی است که بتواند ذهن تصمیمسازان و تصمیمگیران را بهگونهای هدایت کند که افراد، بدون آنکه متوجه باشند، تصمیمهایی اتخاذ کنند که بیشترین سود را برای رقیب و دشمن و بیشترین هزینه را برای کشور و مردم به همراه داشته باشد.
وی عنوان کرد: سفر همزمان نتانیاهو و زلنسکی به آمریکا، هماهنگی با احمدالشرع حاکم سوریه و همکاری انگلیس، آلمان و فرانسه با آمریکا نشان میدهد رایزنیهای ترامپ در عرصه جهانی و بینالمللی برای ورود تدریجی این کشورها به جنگ علیه ایران، یکی از قرائن و شواهد راهبرد جنگ فرسایشی است.
کلانتری گفت: ایجاد دوقطبی «جنگ و ضدجنگ» یا «جنگ و صلح» در داخل کشور از طریق نفوذ و همکاری ناخواسته برخی جریانهای سیاسی با پروژه نفوذ، میتواند نشانه حرکت در زمین دشمن و تکمیل طرح فروپاشی از درون باشد.
وی افزود: ترامپ به دنبال اجرای راهبرد فروپاشی از درون از طریق فرسایش داخلی و همچنین حمله پرشدت، برقآسا و دورایستا از بیرون است. مقابله با این راهبرد، بیش از هر چیز نیازمند وحدت ملی، انسجام اجتماعی و اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان است.
کلانتری تصریح کرد: مسئولان بهدنبال مذاکره با آمریکا نیستند؛ زیرا ترامپ بهترین نیروهای ایران، از رهبر عزیزمان گرفته تا فرماندهان نظامی و دانشمندان کشور را به شهادت رسانده است. بنابراین مسئولان با قاتل خود مذاکره نمیکنند، بلکه در حال مقاومت و دفاع هستند؛ مقاومتی که با ابزارهای مختلف از جمله جنگ و گفتگو محقق میشود.
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: گفتگو در این شرایط به معنای مذاکره با قاتل نیست، بلکه با هدف ترک مخاصمه و پایان دادن به جنگ انجام میشود. این گفتگو از یک سو زمینه توقف درگیری را فراهم میکند و از سوی دیگر فرصت لازم را برای بازسازی توان، تقویت جبهه خودی و آمادگی بیشتر فراهم خواهد کرد.
کلانتری اذعان کرد: مسئولان نه جنگطلب هستند و نه به دنبال مذاکره با آمریکا؛ بلکه در پی یافتن راهکاری برای ترک مخاصمه و پایان جنگ هستند. به همین دلیل با اتخاذ راهبرد «سینوسی»، هر جا لازم باشد گفتگو میکنند و هر جا ضرورت داشته باشد به مقابله میپردازند؛ چراکه طرف مقابل قابل اعتماد نیست و بارها تعهدات خود را نقض کرده است.
وی افزود: در برابر چنین دشمنی، بهترین راهبرد، استفاده همزمان و توأمان از مقاومت، دفاع و گفتگو است؛ راهبردی که میتواند ضمن حفظ منافع ملی، مسیر پایان دادن به جنگ را نیز هموار کند.
انتهای خبر/
منبع: شبکه اطلاعرسانی مرصاد

