وی افزود: مهارتهای زندگی باید از سنین پایین آموزش داده شوند و نمیتوان آموزش این مهارتها را تنها به دوران نوجوانی یا پس از عبور از بحران بلوغ موکول کرد، چراکه متأسفانه امروز موارد اقدام به خودکشی حتی در سنین بالای ۹ سال نیز مشاهده میشود.
این روانشناس سلامت تصریح کرد: فرد باید مهارت حل مسئله را یاد بگیرد تا اگر با مشکلی در زندگی مواجه شد، برای حل آن تلاش کند و در صورتی که بهتنهایی نتوانست از عهده آن برآید، از اطرافیان، دوستان، کتابها، مشاور یا سایر منابع موجود کمک بگیرد.
خالوان ادامه داد: فردی که در شرایط ناامیدی قرار میگیرد نیز باید بتواند مشکل خود را مطرح کند و درباره احساس ناامیدی و ناتوانی در رسیدن به موفقیت صحبت کند تا بتوان با کمک او راهی برای حل مسئله پیدا کرد.
وی با اشاره به اهمیت تنظیم هیجان، گفت: زمانی که فرد نمیتواند خشم و عصبانیت خود را کنترل کند یا انتظاراتی از دیگران دارد که برآورده نشده و همین مسئله موجب افزایش خشم او میشود، ممکن است رفتارهایی مانند درگیری و پرخاشگری از خود نشان دهد و نتواند شرایط را مدیریت کند.
این روانشناس افزود: کنترل خشم، مدیریت استرس و اضطراب، خودآگاهی، حل مسئله و قدرت تصمیمگیری از جمله مهارتهایی هستند که میتوانند در شرایط مختلف به فرد کمک کنند و بهویژه برای افرادی که در معرض افکار خودکشی قرار دارند، نقش مهمی داشته باشند.
خالوان با بیان اینکه آموزش مهارتهای زندگی بهتنهایی برای همه افراد کافی نیست، بیان کرد: زمانی که فرد وارد فاز افسردگی میشود، ممکن است نسبت به مهارتهای زندگی بیاهمیت شود و حتی اگر به آموزشها گوش دهد، در بسیاری از موارد توجه لازم را به آنها نشان ندهد؛ بنابراین آموزش این مهارتها باید پیش از ایجاد بحران و در مراحل مختلف رشد فرد انجام شود.
وی در ادامه با اشاره به برخی نشانههای رفتاری هشداردهنده، عنوان کرد: گاهی خانواده متوجه میشود که فرزندش ارتباط اجتماعی کمتری دارد، کمتر با دوستان خود بیرون میرود، حتی با اعضای خانواده گفتوگو نمیکند و ترجیح میدهد بیشتر در اتاق خود تنها باشد.
این روانشناس سلامت افزود: در برخی موارد نیز نوجوان یا جوان در جمع بیشتر عصبانی میشود و خشم خود را به شکل نامناسبی نسبت به اطرافیان نشان میدهد؛ قرار گرفتن طولانیمدت در انزوا و تنهایی میتواند باعث شود افکار منفی بیشتر به سراغ فرد بیاید و در صورت نداشتن ارتباط اجتماعی مناسب، آسیبپذیری او افزایش پیدا کند.
نقش خانواده در شناسایی نشانههای افکار پرخطر
خالوان با تأکید بر ضرورت توجه خانوادهها به رفتارهای خودآسیبرسان، گفت: برخی افراد به نوعی رفتارهای خودآسیبرسان دارند و خودشان را به شیوههای مختلف آسیب میزنند؛ خانوادهها نباید چنین رفتارهایی را ساده تلقی کنند یا تصور کنند فرد در نهایت متوجه اشتباه خود میشود و از رفتار خود پشیمان خواهد شد.
وی تصریح کرد: زمانی که نوجوان یا جوان درباره مرگ و خودکشی صحبت میکند، خانواده باید این موضوع را یک هشدار جدی در نظر بگیرد و احتمال دهد که ممکن است فرد به سمت آن اقدام برود. در چنین شرایطی، مراجعه به روانپزشک برای ارزیابی وضعیت فرد و در صورت نیاز استفاده از درمان دارویی، در کنار دریافت کمک از روانشناس و مشاور ضرورت پیدا میکند.
یک روانشناس سلامت ادامه داد: در برخی شرایط که افکار خودکشی در فرد تثبیت شده یا شدت خطر بالا باشد، ممکن است با تشخیص متخصص، بستری شدن فرد نیز ضرورت پیدا کند؛ بنابراین خانوادهها باید نسبت به نشانهها و صحبتهای فرزند خود حساس باشند و از کنار آنها بهسادگی عبور نکنند.
خالوان درباره تأثیر فضای مجازی و محتوای مرتبط با خودکشی بر افراد آسیبپذیر، گفت: متأسفانه فضای مجازی امروز در بسیاری از موارد به یک الگو تبدیل شده و بهویژه نوجوانان و جوانان از محتوا و افرادی که در این فضا مشاهده میکنند، تأثیر میپذیرند و از آنها الگوبرداری میکنند.
وی افزود: برخی موقعیتهای عاطفی و عشقی که در فضای مجازی شکل میگیرد یا الگوبرداری از افرادی که بر ذهن و رفتار جوانان تأثیر میگذارند، میتواند زمینهساز آسیب شود؛ همچنین برخی بازیها ممکن است فرد را بهشدت درگیر کنند و شکست در یک موقعیت از بازی، در ذهن فرد افکار و برداشتهای منفی ایجاد کند و در شرایطی او را به سمت رفتارهای آسیبزا سوق دهد.
همدلی و مداخله تخصصی در بحران خودکشی
این روانشناس سلامت با اشاره به ضرورت جدی گرفتن صحبتهای فرد درباره خودکشی، اذعان کرد: وقتی فردی از خودکشی صحبت میکند، نباید در پاسخ صرفاً به او گفت «زندگی زیباست»، «نباید این کار را انجام بدهی» یا «همهچیز درست میشود»؛ ابتدا باید درد و شرایط دشواری را که فرد تجربه میکند، به رسمیت شناخت و با او همدلی کرد.
خالوان افزود: باید به فرد نشان داد که شرایط و درد او را میفهمیم و موقعیتی که تجربه میکند برایش طاقتفرساست، اما در عین حال باید با آرامش و بدون قضاوت به او کمک کرد تا بداند این مرحله قابل عبور است و میتوان با کمک خانواده، دوستان، مشاور یا فرد متخصص برای کاهش این درد و حل مشکلات اقدام کرد.
وی با بیان اینکه اقدام به خودکشی معمولاً نتیجه یک اتفاق لحظهای نیست، گفت: فردی که در شرایط پریشانی قرار دارد، معمولاً افکار روشنی برای تصمیمگیری ندارد و باید توجه داشت که این تصمیم اغلب از یک لحظه ایجاد نشده است. ممکن است فرد مدتها با مشکلات و زمینههای مختلف درگیر بوده باشد و یک صحبت، یک اتفاق یا یک موقعیت خاص، او را بیشتر به سمت انجام این اقدام سوق دهد.
این روانشناس در ادامه درباره نحوه مداخله در شرایط بحرانی، بیان کرد: فردی که در شرایط بحرانی قرار گرفته است، باید از نظر شدت رنج و فشار روانی، شرایط بحرانی و میزان جدی بودن افکار یا قصد خودکشی ارزیابی شود. این ارزیابی باید بخشی از روند کار مشاور یا متخصص باشد.
خالوان افزود: در گذشته گاهی گفته میشد نباید از فرد پرسید که آیا قصد خودکشی دارد یا خیر، اما تحقیقات جدید نشان میدهد که بهتر است این سؤال بهصورت مستقیم از فرد پرسیده شود و درباره قصد خودکشی او صحبت شود.
خالوان تصریح کرد: پس از پرسش درباره قصد خودکشی، باید فرد را ترغیب کرد که مسیر فعلی را ادامه ندهد و به او اطمینان داد که برای شرایط او میتوان کمک دریافت کرد. باید به فرد گفته شود اگر مشکلی وجود دارد، میتوان با کمک یکدیگر برای حل آن اقدام کرد و شرایط بهتری برای او ایجاد کرد.
وی در پایان گفت: گاهی ممکن است یک مشاور توانایی یا تخصص لازم برای کمک به فردی که در معرض خودکشی قرار دارد را نداشته باشد؛ در این شرایط باید فرد به متخصص یا مرکز مناسب ارجاع داده شود؛ در این زمینه میتوان از رویکرد «بتا» استفاده کرد که به معنای «بپرس، ترغیب کن و ارجاع بده» است؛ روشی که میتواند به شناسایی وضعیت فرد، ترغیب او به دریافت کمک و در نهایت دسترسی به حمایت تخصصی مناسب کمک کند.
انتهای خبر/
منبع: شبکه اطلاعرسانی مرصاد

