وی افزود: استفاده از سلاح هستهای علیه جمعیت غیرنظامی، بهویژه در ابعادی مانند آنچه در هیروشیما و ناکازاکی رخ داد، میتواند از منظر حقوق بینالملل عناوین مجرمانه مختلفی همچون جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و در شرایطی خاص نسلکشی را به همراه داشته باشد.
عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه تصریح کرد: اگر حمله هستهای علیه یک گروه قومی، ملی، نژادی یا مذهبی با هدف نابودی تمام یا بخشی از آن گروه انجام شود، براساس مقررات حقوق بینالملل کیفری میتواند مصداق نسلکشی باشد، اما در غیر این صورت نیز استفاده از چنین سلاحی علیه جمعیت غیرنظامی، دستکم یک جنایت جنگی گسترده و شنیع محسوب خواهد شد.
ویسیچمه با بیان اینکه سلاح هستهای بهدلیل ماهیت تخریبی گسترده با اصول حقوق بشردوستانه سازگار نیست، گفت: این سلاح توانایی تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان را ندارد و خساراتی ایجاد میکند که محدود به زمان جنگ نبوده و آثار آن سالها و حتی نسلها ادامه پیدا میکند.
مبانی حقوقی ممنوعیت کاربرد سلاحهای هستهای
وی در ادامه با اشاره به مبانی حقوقی ممنوعیت استفاده از سلاحهای هستهای، عنوان کرد: براساس مقررات حقوق بشردوستانه بینالمللی، از جمله ماده ۳۵ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو، استفاده از روشها و ابزارهای جنگی که موجب خسارت شدید، گسترده و بلندمدت به محیط زیست شود، ممنوع است.
عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه با اشاره به بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، گفت: در این حملات بیش از ۲۰۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند و شمار زیادی نیز مجروح شدند که بسیاری از آنها در سالهای بعد بهدلیل آثار ناشی از تشعشعات هستهای جان باختند.
ویسیچمه ادامه داد: پیامدهای این حملات تنها به کشتهشدگان و مجروحان محدود نشد، بلکه آثار آن بر نسلهای بعدی مردم ژاپن نیز باقی ماند و شاهد تولد کودکانی با ناهنجاریهای جسمی، آسیبهای گسترده محیط زیستی و آلودگی منابع آب، خاک و هوا بودیم.
وی تصریح کرد: از نظر کمیت، کمتر نمونهای در تاریخ وجود دارد که در مدت چند ثانیه چنین تعداد زیادی از انسانهای بیگناه و غیرنظامی قربانی شوند و از نظر کیفیت آسیب نیز، مجروحان سلاحهای هستهای قابل مقایسه با قربانیان سلاحهای متعارف نیستند.
این دکترای حقوق بینالملل بیان کرد: در حقوق بینالملل، هدف از استفاده از سلاحهای متعارف، خارج کردن نیروی نظامی دشمن از چرخه جنگ است، اما سلاحهای کشتار جمعی مانند سلاح هستهای، فراتر از میدان نبرد عمل میکنند و آثار آن بر غیرنظامیان و محیط زیست باقی میماند.
پیامدهای ماندگار حملات هستهای بر نسلهای انسانی
ویسیچمه خاطرنشان کرد: افرادی که در معرض آثار سلاح هستهای قرار میگیرند، ممکن است تا پایان عمر با پیامدهای جسمی و روحی آن مواجه باشند و این موضوع از منظر حقوق بشردوستانه، رنجی غیرضروری و فراتر از الزامات جنگی ایجاد میکند.
وی با اشاره به نبود رسیدگی حقوقی بینالمللی به مسئولیت آمریکا در بمباران اتمی ژاپن، گفت: پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، کشورهای پیروز جنگ اقدام به تشکیل دو دادگاه بینالمللی نورنبرگ و توکیو کردند که هدف آنها رسیدگی به جنایات جنگی و محاکمه مسئولان کشورهای شکستخورده، یعنی آلمان و ژاپن بود.
عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه افزود: در حالی که این دادگاهها به جنایات کشورهای محور رسیدگی کردند، هیچگاه اقدامات و جنایات نیروهای متفقین مورد بررسی قضائی قرار نگرفت و همین مسئله یکی از نمونههای بیعدالتی و تبعیض در ساختار حقوق بینالملل پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرود.
تبعیض تاریخی در رسیدگی به جنایات جنگی
ویسیچمه اذعان کرد: اگر قرار باشد مبارزه با جنایات جنگی و نقض حقوق بشردوستانه در حقوق بینالملل جدی گرفته شود، این برخورد باید بدون تبعیض و فارغ از قدرت سیاسی و نظامی کشورها انجام شود، زیرا نمیتوان برای برخی کشورها دادگاه تشکیل داد و برای برخی دیگر مصونیت ایجاد کرد.
وی ادامه داد: مردم ژاپن در سالهای گذشته با طرح دعاوی مختلف خواستار عذرخواهی رسمی آمریکا و پرداخت غرامت بابت کشتار جمعی ناشی از بمباران اتمی شدند، اما این مطالبات به نتیجه نرسید و دولت آمریکا تاکنون مسئولیت حقوقی این اقدام را نپذیرفته است.
عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه گفت: آمریکا نهتنها بابت بمباران هیروشیما و ناکازاکی، بلکه بابت بسیاری از اقدامات نظامی خود در نقاط مختلف جهان نیز در هیچ دادگاه بینالمللی پاسخگو نبوده است و همین موضوع باعث شده نوعی مصونیت برای این کشور در برابر رسیدگیهای حقوقی ایجاد شود.
مصونیت آمریکا از پیگردهای حقوقی بینالمللی
ویسیچمه با اشاره به جنگهای مختلفی که آمریکا در آنها حضور داشته است، عنوان کرد: در جنگهای ویتنام، افغانستان، عراق و دیگر بحرانهای بینالمللی، موارد متعددی از نقض حقوق بشردوستانه مطرح شده است، اما بهدلیل جایگاه سیاسی آمریکا و نفوذ این کشور در ساختارهای بینالمللی، رسیدگی مؤثری نسبت به بسیاری از این موارد صورت نگرفته است.
وی افزود: در شرایطی که آمریکا خود دارای زرادخانههای عظیم هستهای است و سابقه استفاده از این سلاح را نیز دارد، ادعای مقابله با گسترش سلاحهای هستهای از سوی این کشور با پرسشهای جدی افکار عمومی جهان مواجه است.
این دکترای حقوق بینالملل تأکید کرد: افکار عمومی جهان باید نسبت به خطرات سلاح هستهای آگاه باشد و مطالبهگری برای منع کامل تولید، انباشت، استفاده و تجارت این سلاحها را در دستور کار قرار دهد؛ همانگونه که درباره سلاحهای شیمیایی، جامعه جهانی به سمت تصویب کنوانسیونهای ممنوعیت حرکت کرد.
ویسیچمه ادامه داد: کشورهایی که امروز مدعی جلوگیری از دستیابی دیگر کشورها به فناوری هستهای هستند، خود دارای سلاحهای هستهای هستند و برخی از آنها سابقه استفاده از این سلاحها را نیز دارند؛ بنابراین خلع سلاح هستهای باید شامل همه کشورها و بدون تبعیض باشد.
وی در ادامه با اشاره به مبانی حقوقی ممنوعیت استفاده از سلاحهای هستهای، گفت: براساس مقررات حقوق بشردوستانه بینالمللی، از جمله ماده ۳۵ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو، استفاده از روشها و ابزارهای جنگی که موجب خسارت شدید، گسترده و بلندمدت به محیط زیست شود، ممنوع است.
عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه افزود: همچنین براساس اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری، استفاده از سلاحها و روشهای جنگی که دارای خاصیت آسیبرسانی بیش از حد، ایجاد رنج غیرضروری یا ناتوانی در رعایت اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی باشند، میتواند در چارچوب جنایت جنگی مورد بررسی قرار گیرد.
ویسیچمه تصریح کرد: تفاوتی ندارد چنین سلاحی در اختیار کدام کشور باشد، زیرا ماهیت آن بهگونهای است که امکان رعایت اصول بنیادین حقوق بشردوستانه را از بین میبرد و استفاده از آن میتواند خسارات جبرانناپذیری برای بشریت و محیط زیست ایجاد کند.
وی در پایان گفت: سالگرد هیروشیما باید یادآور این واقعیت برای جامعه جهانی باشد که سلاح هستهای نه ابزار تأمین امنیت، بلکه تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی است و کشورها باید برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی، مسیر خلع سلاح و ممنوعیت کامل این تسلیحات را دنبال کنند.
انتهای خبر/
منبع: شبکه اطلاعرسانی مرصاد



